الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

849

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

2117 - رضاى خداوند « احنف بن قيس » گفته : شب تا به صبح نخفتم ، بل كلمه‌اى يابم كه بدان ، پادشاه از خود خشنود كنم ، بىآن‌كه خداوند از خود ناخشنود نمايم ، امّا نيافتمش . 2118 - خواب عاشق كيف يزور الخيال طرفا * أبراه منكم جفا و بين و النوم قد غاب منذ غبتم * و لم تقع لي عليه عين ( ناشناس ) * * * چگونه خيال من مىتواند چشمى را ببيند كه از طرف شما به او جور و ستم شده است و او را به جدايى گرفتار كرده‌ايد . خواب همى مخفى و غايب شده است ؛ از زمانىكه شما ناپيدا شده و رفته‌ايد ؛ هيچ‌گاه چشم بر آن جمال نيفتاده است . 2119 - در تفرّق منافع حكيمى گفته : خداوند ، منافع دنيا و عقبى را در يك سرزمين جمع نفرموده است ، بل آن‌ها را متفرّق ساخته است . 2120 - سير الى اللّه ليس ارتحالك تزداد العلا سفرا * بل المقام على خسف هو السفر * * * همانا از اين خانه به خانهء ديگر رفتن ، باعث بالا رفتن مقام تو نمىشود و سفر به حساب نمىآيد بلكه ، خانه گزيدن در خوارى و سختى همان سفر است . 2121 - ذلّت آزاده أشد من فاقة الزمان * مقام حرّ على هوان فاسترزق اللّه و استعنه * فانّه خير مستعان و إن نبأ منزل بحرّ * فمن مكان إلى مكان * * *